تبلیغات
حیات خلوت - مطالب اسفند 1389

صدای گل و سال نو

 

نوشته شده توسط:محمد عباسی

امروز صدای گل چه زیباست

یك قصه خوب مثل رویاست

دیدم كه خدا نشسته اینجا

پیش تو كه او خدای گلهاست
فكر كنم مهمتر  از اینكه كنار گل بشینیم و باهاش صفا كنیم یا از طبیعت س ب ز  لذت ببریم. باید خودمون تازه و نو بشیم
سال نو در شرایطی شروع می شه كه فكر كنم باید یه كم به گذشته بیشتر دقت كنیم.
نباید طوری عمل كنیم كه به نظر برسه یه سال از عمر رو تلف كردیم بدون اینكه فایده ای داشته باشه.
قراره توی زندگی به جلو حركت كنیم حداقل مثل گل رشد كنیم چون در غیر این صورت با گلهای مصنوعی فرقی نداریم اون موقع  

ادامه مطلب

بهار

 

نوشته شده توسط:محمد عباسی

  یك شعر از  مجموعه شعرم به اسم ****** یلدای درد***** كه بلاخره مجوز چاپ گرفت

 دلم می خواست كه هدیه نووز به شما تقدیم كنم اما متاسفانه مجوز چاپ خیلی دیر صادر شد  

راه تاریك و زمانه آتش و آینده تار
سینه خالی و دلم پر، دیده همچون جویبار
آسمان گریان‌تر از چشمان ابر اشكبار
چشم شهرآشوب ما این روزها در انتظار
تا مگر بیند گل خورشید روی زرنگار
كوچه را در مقدمش جارو كشیده زلف باد
آسمان هم پرده‌ای از ابر بر رویش نهاد
گل چمن‌پیما شده در مقدمش با گردباد
نغمه بلبل كه از شوق وصالش گشته شاد
پرسد آیا می‌رسد این قاصد صبح بهار
می­رسد این پیك و شادی می‌سراید در چمن؟

كوچه را خوش‌بو كند با خنده‌های نسترن؟
آسمان كی هفت رنگ شاد می‌بیند به تن؟
كودك احساسی دل عاقبت گوید سخن
وای اگر فردا نباشد در مرام روزگار