تبلیغات
حیات خلوت - مطالب آذر 1389

روزگار

 

نوشته شده توسط:محمد عباسی

روزگار اين روزگار لعنتي
اين گداي بي وجود پاپتي
پير زشت مانده در راه جنون
بي ثمر تنها ميان جوي خون
اين سراب خسته بي ابتدا
كهنه كابوس بدون انتها
آنچنان پير و زمين گيرم کند
کاز تمام زندگي سيرم کند


غروب جمعه

 

نوشته شده توسط:محمد عباسی

موذنا اذان بگو هوا پر از غروب شد
بيا كه در ديار ما خدا به رنگ چوب شد
بهانه شد دليل ما براي ديدن خدا
نشان آرزوي ما ستاره جنوب شد
كسي براي ما نگفت چرا سكوت كرده اي
چرا فقط كلام ما مقلب القلوب شد
هزار دفتر غزل براي انتظار تو
ولي فقط قنوت ما والغفر ذنوب شد
تمام شعرهاي ما كلام انتظار بود
نداشت رنگي از عمل نيامدي چه خوب شد

طرح جلد مجموعه شعر من

 

نوشته شده توسط:محمد عباسی


يلداي درد
شايد به زودي توسط نشر افراز منتشر بشه
به شرط اينكه مجوزش صادر بشه
اگه چيزي حذف (سانسور) نشه
صد و شصت صفحه است